تاریخچه قیر

  • تاریخ نشر : تیر ۸, ۱۴۰۱
  • نویسنده : سپاهان ایرانیان
  • تعداد بازدید :



قیر ماده ای غلیظ، چسبنده و سیاه رنگ و غیر بلورین است كه در دی سولفید کربن(CS2)  حل می شود. این تعریف از قیر را می توان در بسیاری از متون مشاهده کرد. اولین تمدنی که با قیر آشنا شد، تمدن سومریان باستان بود که مردمان آن در ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح از این ماده برای آب بندی برج های خود بهره می گرفتند. پس از آنان مصریان و بابلیان نیز از قیر استفاده کردند. مصریان باستان از قیر در مصارف مختلف، از جمله، آب بندی و مویایی کردن اجساد بهره مي بردند.

کلمه مومیایی از واژه فارسی (موم) گرفته شده است که در زبان انگلیسی به (Mummy) تبدیل شده است. این روش که در حقیقت برای جاودانه کردن انسان به کار می رفته، در مصر باستان رواج فراوانی داشته است. مصریان باستان با استفاده از ماده ای که بخش اعظم آن از قیر تشکیل شده بود، اجساد را به شیوه های مختلف مومیایی می کردند. آنان قیر مورد نیاز جهت مومیایی کردن را از معادن قیر طبیعی که در آن مناطق وجود داشت، به روش های سنتی اخراج می کردند.

مطالعات اخیر باستان شناسی روی قیر مصرف شده در مومیایی هاي مصری، نشان می دهد که آنان قیر مورد نیاز خود را یا از معادن قیر طبیعی کوه (زیت) در حوالی کانال سوئز و یا از معادن اطراف (بحر میت) به دست می آوردند.


در کتاب مقدس یهودیان (تورات) نیز از قیر نام برده شده است. از جمله، در باب ششم آیه چهاردهم خطاب به حضرت نوح (ع) چنين آمده: «پس برای خود کشتی از چوب کوفر (درختی با چوب های ضخیم) بساز و حجرات در کشتی بنا کن و بیرونش را با قیر اندود کن». همچنین در باب دوم آیه سوم راجع به تولد حضرت موسی (ع) آمده است: «چون مادر موسی(ع) نتوانست او را از دیگران پنهان دارد، تابوتی از نی برایش گرفت و آن را به قیر و زفت اندود و طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار به کنار نهر گذاشت.»

استفاده از قیر در ایران باستان:

قیر در ایران قدمتی بیش از ۵۰۰۰ سال دارد. در اواسط هزاره سوم قبل از میلاد مسیح در تمدن عیلام، حوالی شوش از قیر در مصارف مختلفی استفاده می شد (امپراتوری ایلام از اوایل هزاره سوم تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد، بخش بزرگی از مناطق غربی و جنوبی سرزمین امروزی ایران شامل استان های خوزستان، فارس و بخش هایی از استان کرمان، لرستان و کردستان امروزی را در بر می گرفت، که معروف ترین بخش این امپراتوری، منطقه شوش بود. مردم آن روزگار در شوش از قیر در مصارف متعددی استفاده می کردند. مصارف استفاده از قیر کاربردهای پزشکی تا ساخت و ساز و مصارف زینتی و حتی مذهبی داشت. از جمله اولین ساخته های قیری ایرانیان باستان، می توان به نماد مذهبی اشاره کرد که به شکل استوانه در موزه لوور فرانسه نگهداری می شود. اين شي استوانه اي ۱۹ سانتی متر ارتفاع و ۱۱ سانتی متر قطر داشته و در سال ۱۹۰۸ میلادی در تپه های حوالی شوش کشف شده است. روی این استوانه چندین غزال، گربه و عقابی با بال های باز شده کنده کاری شده است. این نمادها که در آن روزگار قداست داشته اند، در آیین های مذهبی مورد استفاده قرار مي گرفتند.

همچنين مهر های استوانه ای توسط عيلاميان، به عنوان وسیله ارتباطی و خط تصویری نیز استفاده می شد. پس از آغشته کردن این مهرها به مایعی شبیه جوهر، نقوش آن بر غارها، سفال ها و کتیبه ها اعمال می گردید.کنده کاری و مجسمه سازی بر کلوخه های سنگی قیر طبیعی، تنها در ایران باستان مرسوم بوده و مشابه آن را در هیچ تمدن دیگری نمی توان مشاهده کرد.


از دیگر یافته های آن دوران می توان به کتیبه های قیری اشاره کرد که ۲۴۵۰ سال قبل از میلاد در حوالی شوش ساخته شده است. این کتیبه ۲۵ سانتی متر ارتفاع ، ۲۲ سانتی متر عرض و هشت سانتی متر ضخامت داشته و در سال ۱۸۷۷ کشف و در موزه لوور نگهداری می شود. بر این کتیبه نیز نقوش مختلفی از حیوان و انسان کنده کاری شده است. این کتیبه چهار ضلعی بوده و سوراخی در مرکز آن وجود دارد. مشابه این نوع کتیبه در آن روزگار متداول بوده و ۱۲۰ نمونه از آن در سوریه و عراق کشف شده است، اما تنها این نمونه از قیر ساخته شده و مابقی آنها از جنس گچ و یا سفال می باشند. از آنجایی که اکثر این کتیبه ها در معابد یافت شده اند، این ایده که طرح فوق نیز قداست داشته و در آیین های مذهبی مورد استفاده قرار می گرفت را تقویت می کند.

شواهد باستان شناسی نشان می دهند که در ایران از قیر در ساخت کاخ ها استفاده های فراوانی می شد. این موارد شامل آب بندی پی ساختمان ها و ملات جهت بند کشی آجرها و سنگ ها بوده است.

در بعضی موارد نیز جهت نما کاری و زیبایی بنا، از قیر استفاده می شد، به طوری که در ساخت ستون های چوبی کاخ آپادانا در شوش، از قیر برای ایجاد یک سطح صاف و صیقلی بر روی ستون ها استفاده مي شد. همچنین بر اساس یافته های محققان در ساخت این کاخ از آجر و ملات قیری برای ساخت دیوار ها استفاده شده است.

استفاده از قیر در ساخت بناها در تمدن بابل نیز بسیار معمول بوده است. مطالعات باستان شناسی نشان می دهد که در ساخت باغ های معلق بابل، که از عجایب هفتگانه جهان به شمار می رود، از قیراستفاده های فراوانی شده است. این باغ چند طبقه در حدود ۶۰۰ سال قبل از میلاد به دستور “بخت النصر” پادشاه بابل برای همسر ایرانی او “سمیرامیس” که از آب و هوای کویری بابل در رنج بود، ساخته شد. هر طبقه از این باغ به صورت مربعی شکل با ابعاد ۳۰ متر ساخته شده و هر طبقه با طبقات دیگر پنج متر فاصله داشته است.


در هر طبقه تا ارتفاع سه متر خاک ریخته شده و انواع گیاهان از مناطق مختلف جمع آوری و در آن کاشته شده بود. شواهد باستان شناسی نشان می دهد که جهت آب بندی این طبقات و جلوگیری از نشت آب به طبقات پایین تر، از یک لایه حصیری که با مقدار زیادی قیر طبیعی اندود شده است استفاده کرده اند.

ایرانیان نیز در ساخت راه ها از قیر بهره می گرفتند که می توان از آن جمله به ساخت قسمت هایی از “راه شاهی” که در قرن پنجم پیش از میلاد به دستور داریوش اول (پادشاه هخامنشی) از شوش به ساردیس (در حوالی ازمیر ترکیه که در آن زمان جزء سرزمین ایران بود) ساخته شد، اشاره کرد. این راه به طول ۲۷۰۰  کیلومتر مهم ترین وسیله ارتباطی بین شهرهای بزرگ در آن روزگار بوده که پس از شوش تا تخت جمشید نیز ادامه یافت و می توان آن را اولین جاده قیر اندود شده جهان دانست. کیفیت این راه آن قدر بالا بود که پیک های نامه رسان کل مسافت آن را در هفت روز می پیمودند. در ساخت این راه و همچنین سایر راه های درون شهری در شهرهای بزرگ آن دوران از جمله بابل، از قیر طبیعی و سنگ و آجر استفاده شده است. از جمله راه های مهم دیگری که در بابل با قیر اندود شده بود، می توان به “راه مقدس” اشاره کرد. این راه که معابد اطراف بابل را به یکدیگر ارتباط می داد با قیر اندود شده بود و روی آن را با پاره های سنگ و آجر قرمز رنگی فرش کرده بودند، تا پادشاهان و موبدان بتوانند بی آن که پایشان آلوده شود برای انجام مراسم مذهبی از این راه ها بگذرند.
از جمله موارد کاربرد های دیگر قیر در ایران باستان می توان به کاربردهای درمانی آن اشاره کرد. پزشکان آن دوران، قیر را به عنوان دارویی شفابخش قلمداد می کردند که می توانست بسیاری از امراض را درمان کند. ابوالقاسم استخری از نویسندگان قرن سوم هجری درباره اثر درمانی قیر طبیعی می گوید: «در غاری در دارابگرد واقع در ولایت فارس، مومیا “قیر طبیعی” یافت می شود و قدرت شفابخشی آن چنان ارزشی دارد که یک نگهبان همیشه در کنار این غار کشیک می دهد و این مومیا را یک بار در سال در ظرفی سنگی جمع آوری می کنند و نزد حاکم ولایت می برند.»

جالب آن است که مردم فارس هم اکنون نیز از این دارو استفاده می کنند. آنان با مخلوط کردن قیر طبیعی و روغن حیوانی پمادی درست می کنند که در درمان درد های عضلانی و روماتیسمی کاربرد داشته و به منظور تسکین درد های نقرسی و شکستگی ها از آن استفاده می کنند. آنها نيز این دارو با نام “مومیا” می شناسند. در حوالی شهرستان جهرم در استان فارس نیز معادن قیر طبیعی وجود داشته است که مردم آن زمان از این ماده که آن را “مومیا” یا زهک می نامیدند، در درمان زخم ها و شکستگی ها استفاده می کردند.


تاریخدانان متعددی بعد از اسلام نیز به وجود معادن قیر طبیعی در ایران اشاره داشته اند. حاج میرزا حسن فسایی در فارسنامه ناصری به وجود چشمه ای در حوالی بهبهان به نام چشمه قیری اشاره دارد: «دو قامت گودی دارد و سالی چندین خروار قیر از این چشمه استخراج می شود». او همچنین به منابعی از قیر در حوالی را مهر مز اشاره می کند که ایرانیان باستان در آن زمان، قیر این چشمه را که آغشته به نفت بوده است، بیرون کشیده و استفاده می کردند. میرزا حسن فسایی در خصوص نحوه استخراج قیر از این چشمه می گوید: «در این ناحیه چشمه ای است که قیر و نفت سیاه از آن بیرون می آید. در مقابل آن حوضی ساخته اند، که آنچه از چشمه بیرون می آید، در آن جمع می شود. سپس شعله آتش بر حوض زده تا نفت آن بسوزد و بعد سوراخی که در انتهای حوض گذاشته اند را گشوده و قیر مایع که به وسیله آتش گداخته شده از سوراخ درآمده، داخل آب رودخانه ای که به حوض پیوسته است، میشود .»

یاقوت حموی از مورخان معروف قرن هفتم هجری قمری در اثر “معجم البلدان” خود راجع به نفت بادکوبه چنین می نویسد: «بادکوبه در ایالات شیروان نزدیک دربند است. در این شهر چشمه بزرگ نفت وجود دارد، که روزی هزار درهم نفت می دهد. کنار آن چشمه دیگری از نفت سفید است که مانند روغن زیبق (جیوه) می باشد و شب و روز جاری است و عایدی این چشمه هم مانند چشمه اولی می باشد.»

ابن البلخی در فارسنامه نیز می نویسد: «سینیز (بندر دیلمی کنونی در استان بوشهر) شهری است در کنار دریا و حصارکی دارد؛ میان مهروبان و جنابا (گناوه کنونی) است. در این شهر کاشتی نکنند و جز خرما نخیزد و روغن جراغ (نفت) آن شهر معروف است.»
حمداله مستوفی از مورخان و جغرافی نویسان معروف قرن هفتم هجری، در کتاب “نزهته القلوب” می نویسد: «آٍنچه در ایران است معدن “بدیه” از توابع شبانکاره (برازجان بوشهر)،

کوهی است که از آن قطراتی فرو می چکد و چون موم منجمد می گردد، آن را موم آبی گفته اند و معادن نفت بسیار دارد.»

تجارت قیر و سادات قیری:

برداشت و فروش قیر که از چشمه های قیر در شرق شوشتر استحصال می شد، توسط خانواده هایی از سادات شوشتر که به سادات قیری مشهور بودند انجام می گرفت. صدور قیر که از شوشتر به هندوستان صورت می گرفت، پای انگلیسی های کنجکاو را به چشمه های قیر شوشتر باز کرد و به خریداری زمین های نفت خیز از سادات قیری شوشتر و حفر اولین چاه نفت ایران انجاميد. بعدها در این مکان شهر مسجدسلیمان از طریق اسکان عشایر به وجود آمد..

به دلیل سیاست دولت های آن زمان (احتمالا به دلیل جلوگیری از دخالت روحانیت شهر مذهبی شوشتر در صنعت نفت) مردم شوشتر نه تنها زمین های خود را در مقابل استعمارگران انگلیسی از دست دادند، بلکه از استخدام در صنعت نفت در کنار شهر خود نیز محروم شدند.

بدین ترتیب عشایر اسکان یافته ایل بختیاری اغلب به عنوان کارکنان صنعت نفت و شهروندان شوشتری اغلب به عنوان تاجر و بازاری برای کار به حوالی چاه نفت آمدند. تا مدتی این منطقه صنعتی- اداری بین مردم به اداره معروف بود. اما بتدریج با ساکن شدن خانواده ها در اطراف چاه نفت، شهر مسجدسلیمان شکل گرفت. با رشد مسجدسلیمان این منطقه به عنوان یکی از بخش های شوشتر در تقسیمات کشوری ایران ثبت شد و چند دهه بعد به صورت شهرستانی مستقل از شوشتر درآمد.

چنانچه از اسناد خانوادگی سادات برمی­آید در حدود سال های ۱۲۸۵ شمسی (۱۹۰۶ میلادی) اولین بار دمورگان (باستان شناس فرانسوی) از قضیه قیر “درّه خرسان” مطلع می­ شود و سپس انگلیسی­ ها با حمایت دولت وقت ایران موفق می­ شوند سادات قیری را راضی به انعقاد قراردادي با کمپانی دارسی ­­­نمایند. اسناد موجود حاکی از این است که جمعی از سادات شوشتری توسط نماینده شان احتشام السلطنه شکایتی به مجلس شورای ملی ارسال می کنند، مبنی بر اینکه خوانین بختیاری املاک آنها را بدون اجازه به کمپانی نفت انگلیس اجاره داده اند.

خانواده سادات علی رغم میل باطنی با این قرارداد موافقت می­نمایند و مقرر می­شود در درّه خرسان چاه نفت حفر نمایند و کمپانی­ دارسی سالانه ۱۰۰۰ من نفت و ۹۰۰ قران احمدشاهی (نقره­) به سادات قیری بپردازند. اما خانواده قیری که از این معامله خشنود نبودند دست به اعتراض می­ زنند و آن منطقه را سرزمین اجدادی خود می­ خوانند و این بار نیز با مداخله دولت مقرر می­ شود که چاه نفت را به انگلیسی­ ها اجاره بدهند و در نهایت این امر به انعقاد قرارداد قیری – دارسی منجر می­ شود. این قرارداد که دارای هشت بند است در اکتبر ۱۹۰۷ میلادی (۱۲۸۶ ش) به امضاء طرفین می رسد و چنانچه در تصویر این سند قابل مشاهده است، اجاره دهندگان سید لطف اله ولد مرحوم سید کریم قیری و آقا سید آقایی ولد مرحوم سید محمد قیری وکالتا از طرف سادات قیری هستند و موجر ویلیام دارسی است و وکیل وی جی. بی. رینولدز (George Bernard Reynolds) قرارداد را امضاء کرده است.

در زیر بخشی از تاریخ نفت ایران را در مصاحبه ای با یکی از سادات قیری شوشتر مرور می کنیم:

داستان یکصدوچند ساله نفت در کشور ما، با وجود همه آنچه‌ که درباره آن گفته و شنیده شده به رمان بزرگی می‌ماند که هنوز بسیاری‌ از صفحات آن نوشته نشده است. به معنای دیگر درباره سرگذشت نفت‌ در ایران هنوز هم هستند، کسانی که نکات بسیاری برای گفتن دارند، لیکن به دلایل گوناگون نتوانسته‌اند گفتنی‌های خود را برای دیگران نقل‌ کنند. این گروه از افراد، کسانی هستند که نه دستی بر قلم دارند و نه‌ با روزنامه‌نگار و یا پژوهشگری مواجه شده‌اند تا خاطرات نانوشته خود را بیان کنند.

یکی از این افراد سید عبد الحسین مطهر ۸۱ ساله از بازماندگان‌ «سادات قیری» شوشتر و از نخستین کارآموزان صنعت نفت در مسجد سلیمان و همکار بازنشسته شرکت نفت پارس است ، او خاطرات خود را چنين بازگو می کند:

متولد شوشتر هستم؛ زمان انگلیسی‌ها به عنوان کارآموز با گذراندن ۳ ماه دوره کارآموزی در شرکت نفت انگلیس و ایران استخدام شدم، در آن‌ زمان”مستر پلایر” سرپرست بخش آموزش بود. چون معدل امتحانات کارآموزی من خوب بود در بخش ابزار دقیق‌ مشغول به کار شدم، قبل از آن نیز گواهینامه ششم ابتدایی را در مسجد سلیمان گرفته بودم، از آن زمان شاهد رشد صنعت نفت بودم..

از قیر چه استفاده‌ای می‌کردند؟

در آن زمان قیر، استفاده‌های متعددی داشت، از جمله تولید بوریا، جداسازی شلتوک از برنج، قيراندود کردن ساختمان، گرم کردن کوره‌های‌ صنعتگری و مصارف دیگر که به‌تدریج بر انواع آن اضافه می‌شد.

از سال‌های ۱۳۰۰ شمسی به بعد که گرفتن شناسنامه اجباری شد، مأمورین ثبت احوال به فردي كه براي دريافت شناسنامه مراجعه مي كرد، می‌گفتند: چه فامیلی را می‌خواهی؟ اکثر افراد که به‌طور عموم بی‌سواد بودند برای‌ این سؤال پاسخی نداشتند. سرانجام مأمور می‌پرسید چکاره‌ای؟ و مثلا نام ‌فامیل کسی که نجار بود، می‌شد نجارزاده، یا آهنگر بود می‌شد چلنگر و به ‌همین‌ترتیب افراد نامگذاری می‌شدند. اجداد من هم گفته‌ بودند کار ما تهیه قیر است و به ‌این‌ترتیب نام‌فامیل “قیری” به آنان داده‌ ‌شد. البته بعدها برخی از نوه‌ها و نوادگان تقاضای نام فامیل دیگری‌ را کردند که پدر من « مطهر» را انتخاب کرده بود.

مشاوره تلفنی